دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد

هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد



با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست

بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد



بوی نوازش های دستان تو را دارد

گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد



آرام می گیرد در آغوشم به جای تو

بغض غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد



از من سراغ بوسه هایت را نمی گیرند

وقتی لبانم را پشیمان می کنم ، برگرد



بی تو دلم را می سپارم دست پاییز و

این خانه را مانند زندان می کنم ، برگرد



قصدت اگر خاموشی این جسم بی جان است

کار تو را این بار آسان می کنم ، برگرد